از نزدیکی می ترسم.از لمس شدن فرار می کنم.ترجیح میدم همیشه فاصله ای باشه.
می خوام تا ابد توی اغوشت بمونم که پاکه و از یاد نرفتنی.فکر می کنی حرفهای دیگران می تونه من رو لکه دار کنه وقتی من عریان در آغوش تو( آمیزه ای از الکل دود و مقادیر زیادی دوست داشتن) دست نخورده باقی می مونم؟
توی دنیای سکوت و تاریکی ،توی جدال قطره های آب و بخارروی شیشه، سرمایی احاطه ات کرده بود که سرمای آب نبود ،
عطش خواستن در تو جایش رو به ارامش جهان داده بود .
لحظاتی که آدم می خواد تموم نشن.
همون لحظاتی که صورتت محو شده در دود خواستنی ترینه .همون لحظات مستی که اهنگ Just one last dance,before we say goodbye پرش می کنه از اشک و آغوش و رقصی که برای من خود هم آغوشی است دستهایی که دور گردنت حلقه می شن تا نگاهت رو افسوس سالهام بکنن.
همون لحظاتی که اوج تلاقی انگشتان و آهنگی که توی فضا ول شده بود نفی مکرر این جمله است:Sky is the limit
شب شده ،من هنوز اینجایم ،کلمات هنوز ناتوانن .
هیچکس به اندازه من خوشبخت بوده؟
فکر می کردم دیگه اوجی نیست ولی تو اومدی ،توی یه شب زمستونی ،با یه لبخند بیروز مندانه ،صدای خنده ات آرزو و شادی لحظه هام شد
و نبودنت کابوس آینده ای که بدون تو همیشه جای خالی داره ،همیشه.
فکر می کنی من می تونم برم؟
سر ت همیشه روی سینه منه ،چشمهات همیشه بوسه من رو داره.
من نمی تونم بگم:همین یه امروز عصر رو وقت داریم واسه باقی عمر.
اونروز عصر واسه من تموم نمی شه.
تو اون نخ سیگاری واسه اون اعدامی که منم.
Your honey